وبسایت شخصی پرویز درگی معلم بازاریابی

مدیران تازه کار بخوانند: توصیه هایی برای آنکه در نقش جدیدتان سربلند شوید 27 تیر
admin لایک 0 دیدگاه

مدیران تازه کار بخوانند: توصیه هایی برای آنکه در نقش جدیدتان سربلند شوید

آژانسهای بازاریابی در سراسر جهان ومشخصا آمریکا طی سالهای اخیر عملکردی قابل قبول و رو به رشد از خود به نمایش گذاشته اند. بطور مثال تنها در سال ۲۰۱۵؛ درآمد این آژانسها با افزایش ۶.۵ درصدی به رکورد بی سابقه ۴۶.۸ میلیارد دلار دست یافت. آماری که استنباطهای فراوانی از آن می شود و مدیریت در این عرصه را با چالشهایی مواجه میسازد.
آیا آماده پذیرش نقش جدیدتان بعنوان مدیر بازاریابی یک سازمان هستید؟ وظیفه ای که ممکن است ترشح آدرنالین در شما را تا میزان خطرناکی بالا ببرد و کابوسهای شبانه امانتان را ببرد. شغلی هیجان انگیز؛ جذاب و در عین حال دشوار.
از مدیر تازه کار انتظار می رود تا رفتار خاصی را در پیش گیرد و خود را مسئول دیگران بداند که البته باید با رفتارهای کارمندی قبل از انتصابش متفاوت باشد.شما بعنوان یک رهبر تازه نفس نیازمند هدف و استراتژی هستید و نیاز هست که برنامه هایتان را با مهارت هر چه تمام تر به اجرا بگذارید. در غیر اینصورت انگشتهای انتقاد به سرعت شما را نشانه خواهند گرفت. در ادامه همراه ما باشید و توصیه هایی برای دستیابی به موفقیت در جایگاه شغلی جدیدتان بعنوان مدیر یک تیم را از نظر بگذرانید:
۷ قانون پیشرفت برای مدیران تازه کار
1.    مغلوب برداشت شخصی تان از عملکرد خود نشوید
 عقده حقارت واژه ای است که آلفرد آدلر برای شرح ترس از بی کفایتی که مشخصه بسیاری از رفتارهای انسان و نیز احساس اضطراب می باشد به کار برده است. این ترس خود را به صورت احساس کوچکی، حقارت، ناپختگی و نقص نشان می دهد. در این شرایط ذهن ما احتمالا عملکرد خود را معادل دوست داشتنی بودن اش می پندارد و از آن جایی که کامل و بی عیب و نقص بودن برای هیچ کس میسر نیست چنین فردی مستعد احساس بی کفایتی است.
 غرق شدن در آنچه روانشناسان از آن با عنوان ذهنیت عملکرد یاد میکنند اغلب به معنای گیر افتادن در دام چرخه معیوب احساس بی کفایتی و محدودیت است. زمانی که نواقص خود را بزرگنمایی کرده و اجازه دهید اعتماد به نفس تان را تحت الشعاع قرار دهد، فراموش میکنید که قابلیت پیشرفت  بهبود دارید. و زمانی که این اتفاق افتاد دست از تلاش برای بهتر بودن خواهید برداشت.
اجازه ندهید عملکردتان ولو ضعیف؛ افکارتان را تحت سلطه دراورد. آنچه در نظر شما نقص جلوه میکند میتواند فرصتی برای توسعه باشد.
این هم نیازمند تغییری ساده در ذهنیت ما است: هر وظیفه چالش زایی را بعنوان فرصتی برای بهبود یک مهارت در نظر بگیرید نه دروازه ای رو به شکست و ناکامی.
2.نفس خود را کنترل کنید
زمانی که ناگهان ارتقای مقام میگیرید و بالاتر از کسانی قرار میگیرد که روزی همکار و هم نشینتان بوده اند، ممکن است با موانعی روبرو شوید. بهرحال هستند معدود افرادی که  هیچگاه پیشرفت و موفقیت همکار یا هم ســــــازمانی خود را بر نمی‌تابند و حتی خصومتهای شخصی را در محیط کار اعمال می‌کنند. با اعضای گروهتان روابطی مستحكم و دوستانه برقرار نمایید و همه برای ارتقای وضعیت آن بخش از یك موسسه بزرگ یا همان شركت متوسط، تلاش كنید.
به یاد داشته باشید صرف احراز یک جایگاه سازمانی و کسب یک عنوان دهان پرکن؛ به منزله کسب کیفیتهای رهبری و شان و اعتبار و مشروعیت نیست.
بهترین راه حل آن است که با نگرشی متواضعانه؛ و ذهنیت یادگیرنده و باز با شغل جدید خود مواجه شوید. شما ارتقا یافتید چرا که از دیدگاه راس سازمان، پتانسیل لازم را داشته اید. اما این ابدا به معنای آن نیست که شما همه چیز را میدانید و زیردستانتان از این نعمت بی بهره اند. در واقع؛ برترین رهبران میدانند که همیشه باهوش تر از آنها نیز در حلقه خانواده کاری شان وجود دارد.
کنترل نفس موجب ایجاد احترام از سوی دیگر همکاران میشود و خصوصیات رهبری در فرد را تقویت میکند.
3.سخت گیرانه خود را ارزیابی کنید
برای ترقی لازم است ابتدا بدانیم که چند مرده حلاجیم. این یعنی آگاهی از وضعیت فعلی مان در مهارتهای مدیریتی و رهبری.  خودارزیابی پله اول توسعه فردی و شغلی است و یکی از مقدمات ضروری برای تدوین یک برنامه توسعه شخصی این است که دقیقا بفهمیم و بدانیم که در حال حاضر دارای چه ویژگی‌ها، مهارت‌ها، قوت‌ها و ضعف‌هایی هستیم. تلاش کنید از منابع مختلف و از افراد صادق، صریح، خیرخواه و دلسوز نظرخواهی کرده و جدولی متشکل از بازخوردهای دریافتی تدوین کنیم که نشان دهد از چه کسانی بازخورد گرفته‌ایم و ارزیابی‌کنندگان در مورد ما چه نظری داشته اند. پس از جمع بندی باید الگویی از این جدول استخراج و با تکیه بر اطلاعات حاصله، خود را بهتر بشناسیم:
 


منابع بازخورد            نقاط قوت    حوزه های قابل بهبود
همکاران        
مافوق         
مشتریان        
غیره        

 بسیاری از افراد به غلط فکر میکنند که شناختی درست از خود دارند، عاملی که میتواند شغل جدید شما را به یک چالش جدی مبدل سازد.  
4.مثل یک تازه کار با مسائل مواجه شوید
شونریو سوزوکی مربی حوزه تکنولوژی تفکر وتکنیک زِن (Zen) میگوید: در ذهن تازه کاران احتمالات و ممکنهای فراوانی وجود دارد، اما در ذهن متخصصان کمترین میزان امکان ها موجود است.
اگر با فرض اینکه هم اکنون در این حوزه دارای تخصص و مهارت لازم هستید با شغل جدید خود مواجه شوید به شکلی ناخودآگاه فرصتهای یادگیری عناوین تازه را از خود سلب خواهید کرد. شما اینگونه اجازه  میدهید که چارچوبهای شکل گرفته در ذهنتان مقابل جذب فرصتهای جدید برای کسب اطلاعات تازه ای که میتواند در بهبود عملکردتان مفید واقع شود قد علم کنند.
اما در پیش گرفتن رویکرد تازه کاران موجب میشود که در برابر اطلاعات جدید و سودمند مشتاق؛ پرانگیزه و پذیرا ظاهر شوید. انسان همیشه نیازمند دانایی و آموزش است، و یکی از ضرورت های همیشگی او  برای زندگی، آموزش است، چرا که از طریق آموزش و در نهایت یادگیری، تحولی در رفتارش ایجاد می شود.   یکی از مدیران موفق جهان درخصوص اهمیت یادگیری حتی از رقبای سرسخت می گوید "رقیب دشمن و در عین حال معلم من است و هیچ کس به معلم خود بی احترامی نمی کند". علاوه بر یادگیری مفهوم مهم دیگر یادگیری زدایی است.  دانسته های کهنه ای که زمانی حائز اهمیت بوده، و در شرایط امروز کاربردی ندارند، باید کنار گذاشته شوند. این معنای یادگیری زدایی است که بارها از من پرویز درگی شنیده اید. به یاد داشته باشیم که مواردی که باعث موفقیت گذشته شده الزاما سبب موفقیت آینده نیستند.
5. قطب نمای خود را مشخص کنید
رهبران جدید و مدیران تازه کار عموما از فقدان یک نقشه راه و قطب نمای با عملکرد صحیح رنج میبرند. آنها فهرستی از وظایف دارند که میبایست به تمام آن بپردازند ولی دستورالعملی برای انجام درست آن در اختیار ندارند. اینجاست که تجربه و مشورت دیگران میتواند سودمند و موثر باشد. برخورداری از یک مشاور و مربی دلسوز و صالح دارایی ارزشمندی است که میتواند نقش یک قطب نما را برای ما ایفا کند. تجربه آنها همراه ما در سرد و گرم راه خواهد بود.از توصیه های مشاوران برای ارتقای خصوصیتها و مهارتهای رهبری در خود بهره برداری کنید و از تجربه آنها بیاموزید که چه چیزهایی در بازار جواب میدهد و از چه چیزهایی باید اجتناب شود. 
6.بدانید که سازمان در شما خلاصه نمیشود
به یاد داشته باشید که با انتصاب شما در جایگاه رهبری یک تیم، تغییر تنها در سطح مدیریت بروز نمیکند بلکه کلیت تیم دستخوش تغییر میشود چرا که آنها نیز باید خود را رهبری جدید وفق دهند، رهبری که آشنایی چندانی با ویژگیهای او ندارند. 
هرچند اتوريته یا عامل اقتدار، ضلع و مؤلفه‌ای اساسی برای رهبری است. و رهبری فاقد اتوریته و اقتدار رهبری ضعیفی است. اما تلاش کنید از این جایگاه به رهبری تیم نزدیک نشوید. اجازه دهید تیم تحت مدیریت تان بدون هیچ گونه فشاری شما را بشناسد و با ویژگیهایتان اخت بگیرد. در صورت امکان ترتیب ملاقاتهای تک به تک و چهره به چهره را بدهید تا اعضای تیم علاوه بر شناخت مسئولیتهای فردی خود بتوانند دغدغه هایشان پیرامون آینده و ملزومات مورد نیاز خود برای نیل به موفقیت را بیان کنند.
ترتیب یک جشن و یا نهار کاری بدهید تا اعضای تیم به شناختی نسبی از شما دست یابند. در خصوص پیش زمینه و تجارب خود توضیحات مختصری بدهید اما از بیان مغرورانه دستاوردهای گذشته پرهیز کنید و با نگاهی واقع گرایانه و سرشار از اشتیاق از برنامه های آتی و جمعی خود سخن بگویید.
از نشان دادن نقاط ضعف و اسیب پذیر خود باکی نداشته باشید، تحقیقات جدید روانشناسی نشان داده که افرادی که آشکارا نقاط ضعف خود را کتمان نکرده و ابراز میکنند مورد علاقه طیف بیشتری از مردم بوده و کاریزمای بالاتری دارند. کافی است آنها بدانند که در چه مواردی میتوانند دست یاریگرتان بوده و به شما نکات تازه یاد بدهند.
7.بسوی کنج ناراحتی شیرجه بزنید
در ویکی پدیا میخوانیم کنج راحتی (به انگلیسی: Comfort Zone) یک حالت رفتاری است که در آن، عملکرد فرد خنثی بوده و سعی می‌کند که با عدم فعالیت و ریسک پذیری زیاد، شرایط ثابت خود را حفظ کند. شخصیت فرد با کنج راحتی که برای خودش دارد قابل توصیف است. کنج راحتی، نشان دهنده مرزهای روانی است که فرد برای ایجاد امنیت دور خود می‌کشد و سعی می‌کند بیرون از آن قدم نگذارد. برای بیرون رفتن از این مرزها، فرد باید رفتارها و تجارب جدیدی را امتحان کند و اجازه دهد که محیط به آنها پاسخ دهد.

یکی از مثال‌های خوب برای بیرون رفتن از کنج راحتی، استعفا از شغلی آزاردهنده است که فرد از ترس مشکلات آتی و عدم امنیت، آن را رها نمی‌کند.
شاید در یک جمله بتوان واژه رهبری را به بهترین شکل توصیف کرد: رهبران شایسته افرادی هستند که از عدم آسودگی احساس آسودگی کنند.
ذات رهبری ایجاب میکند که افراد روزانه با موقعیتهایی روبرو شود که ایشان را از کنج عافیت خودشان دور میکند. خواه ارائه بازخوردی سخت، یا اخذ تصمیمات قاطعانه باشد؛ تمامی اینها بخشی از شغل جدید شما هستند. یادگیری چگونگی مدیریت عدم آسایش یکی از مهارتهای مهم رهبران تازه کار است. آنها باید بتوانند گلیم خود را از بحران بیرون کشیده و سوار بر موج آن شوند. با مخفی شدن پشت میز تنها صورت مساله پاک میشود. چاره همان جمله ای است که من پرویز درگی همواره تکرار میکنم: پشت میز جای کوتاهی برای دیدن بازار است. پس رنج ناآرامی را به تن بخرید تا گنج پیروزی را بدست آورید.
با بهره گیری از منبع زیر:
http://blog.hubspot.com/marketing/survival-rules-first-time-managers#sm.0001kpg9d91196colqyjlxw81sh4f
 

سبز باشید

درباره وبلاگ
من نوشتن را دوست دارم هر روز می نویسم .با بنیان گذاری TMBA و زیر مجموعه های آن شامل : آموزشگاه بازارسازان،شرکت نوربیز، کانون تبلیغاتی ضمیر بازار، مجله بازار یاب بازارساز، مجله توسعه مهندسی بازار، انتشارت بازاریابی، فروشگاه کتاب، دپارتمان مشاوره، دپارتمان تحقیقات بازاریابی و... سعی کرده ام با همراهی همکارن صمیمی در نهایت توان در خدمتگزاری به جامعه کار و کسب ایران بکوشم.