وبسایت شخصی پرویز درگی معلم بازاریابی

افراد دارای هوش هیجانی بالا چگونه بر عدم قطعیت غلبه می‌کنند؟ (بخش اول) 27 تیر
admin لایک 0 دیدگاه

افراد دارای هوش هیجانی بالا چگونه بر عدم قطعیت غلبه می‌کنند؟ (بخش اول)

مغز ما به شکل ذاتی تمایل دارد که بخش زیادی از زندگی‌ را برای خود سخت کند. این مورد زمانی که مغز با عدم قطعیت سروکار دارد، تشدید می‌شود. خبر خوب این است که اگر ترفندهای درست را بدانیم، می‌توانیم بر تمایلات غیرمنطقی مغز غلبه کنیم.

زمانی که مغز ما با عدم قطعیت مواجه می‌شود، با ترس خود در برابر آن عکس‌العمل نشان می‌دهد. در پژوهشی که اخیراً توسط یک نورو اکونومیست انجام شده، از افراد شرکت‌کننده خواسته شده بود که تصمیماتی با عدم قطعیت بسیار بالا بگیرند و همزمان از مغز آنها تصویربرداری می‌شد. این تصمیمات شباهت زیادی به تصمیماتی داشتند که ما هر روز، در کاروکسب خود با آنها مواجه هستیم.

هر چقدر اطلاعات کمتری در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گرفت، تصمیمات آنها غیرمنطقی‌تر و عجیب‌تر می‌شد. ممکن است فکر کنید که عکس این ماجرا باید اتفاق می‌افتاد؛ یعنی هر چقدر اطلاعات‌مان کمتر باشد، ارزیابی ما از صحت آن اطلاعات دقیق‌تر و منطقی‌تر می‌شود. اما اینطور نیست. هر چقدر عدم قطعیت سناریوها افزایش یافت، مغز شرکت‌کنندگان به سمت سیستم کناره‌ای (limbic system) تمایل پیدا می‌کرد، جایی که عواطفی همچون اضطراب و ترس تولید می‌شوند. در نقطه مقابل این بخش منطقی مغز (rational brain) قرار دارد.

 

 

این ویژگی مغز سابقه دیرینه‌ای دارد، زمانی که غارنشین‌ها وارد منطقه جدیدی می‌شدند و نمی‌دانستند چه کسی یا چه چیزی پشت بوته‌ها انتظار آنها را می‌کشد. ترس و احتیاط باعث بقای آنها می‌شد. اما امروزه شرایط تغییر کرده است. این مکانیزم که تکامل پیدا نکرده است، مانعی برای دنیای کاروکسب به حساب می‌آید زیرا هر روز مجبور هستیم با حداقل اطلاعات تصمیمات مهمی بگیریم.

زمانی که با عدم قطعیت مواجه می‌شویم، مغزمان ما را مجبور به عکس‌العمل‌های شدید می‌کند. افراد موفق قادر هستند تا بر این مکانیزم غلبه کنند و فکرشان را در جهت منطقی هدایت کنند. برای این کار به هوش هیجانی یا هوش عاطفی (EQ) نیاز است و جای تعجب نیست که از میان بیش از یک میلیون نفری که توسط TalentSmart مورد بررسی قرار گرفتند، 90% افراد با عملکرد بالا دارای هوش عاطفی بالایی بودند. آنها سالانه به طور متوسط 28 هزار دلار بیش از افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، درآمد کسب می‌کنند.

برای آنکه هوش هیجانی خود را بالا ببریم باید بتوانیم هنگام مواجهه با عدم قطعیت تصمیمات مناسبی بگیریم حتی اگر مغزمان با ما بجنگد. جای نگرانی نیست. استراتژی‌های اثبات‌شده‌ای وجود دارد که می‌توانیم از آنها استفاده کنیم تا زمانی که احساسات روی منطق سایه افکنده‌اند، کیفیت تصمیمات‌مان را بالا ببریم. آنچه در ادامه می‌آید تعدادی از استراتژی‌هایی است که افراد موفق در این لحظات از آنها استفاده می‌کنند.

 

آنها سیستم‌های کناره‌ای‌شان را ساکت می‌کنند

سیستم کناره‌ای در برابر عدم قطعیت با ترسیدن به سرعت عکس‌العمل نشان می‌دهد و ترس مانعی در برابر تصمیمات مناسب به حساب می‌آید. افرادی که در برخورد با عدم قطعیت خوب رفتار می‌کنند، از این ترس آگاه هستند و به سرعت آن را تشخیص و به سطح خودآگاهی می‌آورند. بدین شکل می‌توان قبل از آنکه این ترس از کنترل خارج شود، آن را تحت تسلط خود درآورد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، با آگاهی از این ترس، به تفکرات غیرمنطقی اجازه نمی‌دهند که آن را نیز به صورت یک احساس غیرمنطقی درآورند. سپس آنها با دقت و منطق بیشتر روی اطلاعاتی که دارند تمرکز می‌کنند. از طریق این فرایند، آنها به خودشان یادآوری می‌کنند که یک بخش قدیمی از مغزشان می‌خواهد کنترل اوضاع را به دست بگیرد اما بخشی که باید مسلط باشد، بخش منطقی است. به عبارت دیگر آنها به سیستم کناره‌ای مغز خود می‌گویند که سرجایش بنشیند و صدایش درنیاید مگر اینکه یک ببر گرسنه سروکله‌اش پیدا شود.

 

آنها مثبت اندیش می‌مانند

 افکار مثبت از طریق متمرکز کردن توجه مغز به چیزهایی که عاری از هرگونه استرس هستند، ترس و تفکرات غیرمنطقی را از بین می‌برند. باید به مغز خود با انتخاب آگاهانه افکار مثبت در این راه کمک کنیم. به عبارت دیگر باید خوراک مناسبی را برای مغز‌مان فراهم کنیم. وقتی اوضاع خوب و حال‌مان مساعد است، این کار نسبتاً ساده‌ای است. اما وقتی برای گرفتن تصمیم سختی استرس داریم و ذهن ما غرق تفکرات منفی شده است، می‌تواند به چالش بزرگی تبدیل شود. در این مواقع، به روزی که داشتید فکر کنید و اتقاق مثبتی را که در آن روز برایتان روی داده به یاد آورید حتی اگر آن اتفاق خیلی خیلی کوچک باشد. اگر نتوانستید در آن روز اتفاق مثبتی را کشف کنید، در روزها و حتی هفته گذشته به دنبال چنین اتفاقی باشید. حتی می‌توانید به اتفاق مثبتی فکر کنید که قرار است در چند روز آینده برایتان روی دهد. نکته اینجاست که باید چیز مثبتی داشته باشیم که بتوانیم در مواقع لزوم به سرعت از احساسات منفی فاصله بگیریم و به سمت احساسات مثبت حرکت کنیم.

 

آنها می‌دانند چه چیزی می‌دانند و چه چیزی نمی‌دانند

وقتی عدم قطعیت تصمیم‌گیری را دشوار می‌کند، احساس می‌کنیم که هیچ چیزی قطعی و مشخص نیست اما به ندرت شرایط اینگونه است. افرادی که مدیریت عدم قطعیت را به خوبی انجام می‌دهند ابتدا به خوبی به این موضوع فکر می‌کنند که چه چیزهایی را می‌دانند و چه چیزهایی را نمی‌دانند و سپس برای هر کدام از آنها درجه اهمیتی را تعیین می‌کنند. آنها تمام اطلاعاتی را که دارند جمع‌آوری می‌کنند و فهرستی نیز از آنچه که نمی‌دانند، تهیه می‌کنند (برای مثال اینکه تغییرات نرخ ارز چگونه خواهد بود یا اینکه رقیب از کدام استراتژی استفاده خواهد کرد). این افراد سعی می‌کنند بیشترین تعداد ممکن از این موارد را شناسایی می‌کنند زیرا عدم‌شناسایی هر کدام از آنها در مراحل بعدی انرژی زیادی را از ما خواهد گرفت.

 

آنها آنچه را که نمی‌توانند کنترل کنند، نادیده نمی‌گیرند.

همه ما دوست داریم که شرایط را در کنترل خود داشته باشیم. افرادی که همیشه این احساس را دارند که تحت تأثیر عوامل محیطی هستند به نتایج خوبی دست نمی‌یابند. اما این تمایل به کنترل زمانی که ما نمی‌توانیم اوضاع را کنترل کنیم می‌تواند به مانعی برایمان تبدیل شود. افرادی که عدم قطعیت را به خوبی مدیریت می‌کنند از اینکه به دلایل ایجاد چنین شرایطی اذعان کنند، ترسی ندارند. به عبارت دیگر، افراد موفق در دنیای واقعی زندگی می‌کنند. آنها هیچ موقعیتی را بهتر یا بدتر از آنچه که هست، تصور نمی‌کنند. آنها می‌دانند که تنها چیزی که واقعاً تحت کنترل‌شان است، فرایندی است که از طریق آن به تصمیمات نهایی‌شان می‌رسند. این بهترین منطق برای مدیریت کردن شرایطی است که عدم قطعیت بالا و اطلاعات ما کم است. بنابراین بدون ترس می‌توانیم بگوییم: "اینها چیزهایی هستند که نمی‌دانیم، اما بر اساس چیزهایی که می‌دانیم، جلو می‌رویم و ممکن است اشتباهاتی نیز داشته باشیم اما اشتباه کردن خیلی بهتر از ساکن ایستادن است."

 

آنها تنها روی چیزهایی که اهمیت دارند، تمرکز می‌کنند.

برخی از تصمیمات هستند که می‌توانند شرکت ما را به عرش برسانند و برخی تصمیمات هم می‌توانند شرکت را به نابودی بکشانند اما "اکثر" تصمیمات اینقدر مهم نیستند. افرادی که در شرایط عدم قطعیت مدیران خوبی هستند و بهترین تصمیمات را می‌گیرند زمانشان را برای تصمیماتی که از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار نیست، تلف نمی‌کنند. هر تصمیمی که در یک سازمان گرفته می‌شود حداقل درصدی از عدم قطعیت را به همراه دارد؛ این بخشی اجتناب‌ناپذیر در هر کاروکسبی است. فراگرفتن نحوه درست ایجاد تعادل بین تصمیمات زیادی که به عهده ما هستند، این امکان را به ما می‌دهد که انرژی‌مان را صرف تصمیماتی کنیم که از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. این کار همچنین فشار و اختلالات غیرضروری ناشی از اضطراب‌های کوچک را از بین می‌برد.

 

ادامه این مطلب را فردا بخوانید...

 

 

سبز باشید

درباره وبلاگ
من نوشتن را دوست دارم هر روز می نویسم .با بنیان گذاری TMBA و زیر مجموعه های آن شامل : آموزشگاه بازارسازان،شرکت نوربیز، کانون تبلیغاتی ضمیر بازار، مجله بازار یاب بازارساز، مجله توسعه مهندسی بازار، انتشارت بازاریابی، فروشگاه کتاب، دپارتمان مشاوره، دپارتمان تحقیقات بازاریابی و... سعی کرده ام با همراهی همکارن صمیمی در نهایت توان در خدمتگزاری به جامعه کار و کسب ایران بکوشم.