وبسایت شخصی پرویز درگی معلم بازاریابی

اگر این 5 نشانه را دیدید، بی‌درنگ مسیر شغلیتان را تغییر دهید 06 آبان
admin لایک 0 دیدگاه

اگر این 5 نشانه را دیدید، بی‌درنگ مسیر شغلیتان را تغییر دهید

گاهی اوقات برنامه‌ها کارایی لازم را ندارند، و نقشه‌هایی که ما در ذهنمان برای خود و زندگی حرفه‌ایمان کشیده‌ایم  میتواند در چشم‌به‌هم‌زدنی نقش برآب شود. هرچند که داشتن اهداف بلند مدت و شفاف، میتواند منافع بسیاری به دنبال داشته باشد، اما زندگی بویژه جنبه حرفه‌ای آن، همیشه یک مسیرمشخص را دنبال نمی کند و جاده ای که گمان میبریم  به مقصد مورد نظرمان منتهی خواهد شد، ممکن است بیراهه‌ای بیش نباشد.

اگر مدت زیادی است که احساس میکنید شرایط کاریتان باب میلتان نیست و دائما در مورد شغلتان گله می‌کنید، زمان آن رسیده است که در برنامه‌های حرفه‌ایتان تغییرات اساسی ایجاد کنید. اگر در چنین موقعیتهایی قرار دارید، باید هرچه زودتر فکر تغییر باشید:

1) وقتی که شغل شما دیگر حوزه های زندگی تان را تحت الشعاع قرار داده است

زمانی که استرسها و تنشهای شغلی از حد معمول خود فراتر میرود، تاثیرات منفی شروع خواهند شد. استرسهای شغلی میتواند بهداشت جسمی و روانی، و همچنین روابطمان را متاثر سازد.

کلنل جیل مورگنسالر، یکی از متخصصان بنام در حوزه رهبری کسب و کار، پیشتر در مصاحبه با فست کمپانی گفته بود:" توصیه من این است که سعی کنید مسائل کاری خود را به خانه نیاورید چرا که محیط خانه فضای مناسبی برای رتق و فتق امور کاری نیست. اما گاهی موقعیت چنان تیره و تار میشود که گویی نمیتوان مشکلات کار را پشت در خانه جا گذاشت و به ناچار مشکلات محیط کار به بیرون از آن نیز تسری یافته و سایر شئون زندگی ما مثل روابط شخصی‌مان را تحت‌الشعاع قرار میدهد. در چنین مواردی، شاید فرار بر قرار جایز باشد و باید به فکر آن باشیم که شغل دیگری برای خودمان دست و پا کنیم."   

2) وقتی برای شرکتی کار میکنید که می‌دانید در مسیر اشتباه حرکت می‌کند و ارزشهای همسو با نظام ارزشی شما ندارد

یک سِمَت شغلی دهان پرکن و درآمد کافی دارید، انگار که همه اوضاع بر وفق مراد است. اما چه میشود که وسوسه‌‌ تغییر، شما را رها نمیکند؟ احتمالا دلیلش آن است که فکر میکنید سازمانی که برایش کار میکنید از مسیر درست خارج شده است.  سازمان شما باید بتواند احساس افتخار  و معناداری را در شما ایجاد کند، در غیر این صورت به سرعت دچار فرسودگی شغلی خواهید شد. در برخی محیط‌های کاری نوعی فرهنگ مسموم و مخرب رواج دارد، بگونه‌ای که بسیاری از شرایط را غیرقابل تحمل میکند. در صورتی که محیط کاری شما این‌گونه است بهتر است گزینه تغییر را به‌صورت جدی در نظر بگیرید.

همان طور که هاروی دمتچندورف نویسنده و متخصص هوش هیجانی در مصاحبه با فست کمپانی مینویسد:" اگر رفتار و کردار سازمان شما موجب می شود که احساس سرخوردگی کنید و شما را وامیدارد که مدام بکوشید از هر چیزی پا پس بکشید ، و یا شرکتتان کارهایی میکند که در تضاد با خلقیات شخصی شما قرار دارد و در شما احساس  ناراحتی ایجاد میکند، این نشان میدهد که اهداف شما با اهداف سازمانتان همسو نیست و باید از قطار سازمان پیاده شوید."

3) وقتی اعتبار مورد نظرتان را از طریق شغلی که دارید بدست نمی‌آورید

اغلب اوقات، اعتبار ما در نتیجه رفتارها و اعمالمان ایجاد میشود. گرچه همیشه مواردی وجود دارد که در کنترل ما قرار ندارد. جوزف لیئو، استراتژیست تغییر مسیر شغلی،  که زمانی شغل خود بعنوان بازاریاب جهانی برای یک شرکت بین المللی را به امید انکه کسب و کار خود را بسازد رها کرد، در مقاله ای مینویسد:

"رفته رفته این موضوع برایم اهمیت یافت که بدانم چه میزان از اعتبار من به برند هایی وابسته است که برایشان کار کرده‌ بودم. راه‌انداختن کسب و کار خودم در عین دشواری، شیرین و رضایت‌بخش بود. اما وقتی که به لباس کارآفرینی درآمدم ، دریافتم که در غیاب نام و اعتبار شرکت های بزرگی که برای آن ها کار کرده بودم، تنها ممکن بود از یک بازاریاب به یک بازاریاب دیگر تبدیل شوم که در حرفه خود نادیده گرفته شده و حالا کار و کاسبی خودش را راه انداخته است. "

بنابراین مهم است که شغل فعلی شما بتواند اعتبار لازم را برایتان فراهم کند. در غیر اینصورت بهتر است فکر دیگری به حال حرفه خود کنید.

4) وقتی صنعت شما در حال پوست‌اندازی است

 بازار کار، سریع تر از گذشته در حال تغییر است. در چنین شرایطی بسیاری از مشاغل در حال ناپدید شدن هستند، اما در عین حال امروزه شغلها و کسب و کارهایی هم دیده می شوند که در 5سال گذشته وجود خارجی نداشته‌اند.

اگر در بلندپروازیهای شغلی خود زیاد از حد سفت و سخت باشید و واقعیات را نبینید، ممکن است فرصتهای بیشماری را از دست بدهید و اینگونه به آینده حرفه‌ایتان لطمه بزنید.  چرا که ممکن است شغل رویایی امروز شما تا 5 سال دیگر وجود نداشته باشد و شاید روزی به این واقعیت برسید که هرچه رشته بودید پنبه شده و شغلی که فکر میکردید در آینده هم نان و آبدار باشد حالا عملا از رده خارج شده است. بنابراین باید صنعت خود را به دقت تحت نظر داشته باشید و روندهای آن را دنبال کنید. اگر بر فرض مثال این امکان وجود دارد که شغلی که الان دارید، توسط رباتها یا الگوریتمهای دیگر از رده خارج شود  بهتر است فکری به حال آن کنید.

به عبارت دیگر، با استقبال از تغییر، می توانید برای خود فرصت‌سازی کنید. زمانی که کایل واکر، برای تصدی یک شغل در آمازون مصاحبه داشت، ایده ای را ارئه کرد که  منجر به ایجاد محصولی جدید با عنوان آمازون اکسکلوسیوز شد. محصولی که هم به استخدام کایل سرانجام شد و  هم باعث شد تا او اداره وهدایت آن را خود شخصا عهده‌دار شود.

5) وقتی توقعات شما با واقعیتها همسو نیست

گاهی شغل یا حرفه  ایده آل شما آنطور که انتظارش را داشتید پیش نرفته و هیچگاه هم به نتیجه مورد نظرتان نرسیده است. شاید فرهنگ سازمانی که برایش کار میکنید مطابق چیزی که همیشه پیش بینی می‌کردید نباشد. یا آنچه بدست می آورید، ارزش زیان عاطفی که متحمل می شوید را نداشته باشد.

اما همان طور که سوزان باند در یادداشت خود در فست کمپانی اشاره میکند:" تعداد اندکی از ما درست در همان ابتدا متوجه میشویم که شغل رویاییمان، سرابی بیش نبوده است. هر بار که ما به دورنمایی که برای خود مشخص کرده بودیم میرسیم، در میابیم که نتیجه آن چیزی نیست که فکرش را می کردیم. حتی ممکن است خود را بیش از پیش متعهد به دستیابی چشم‌اندازهایمان کنیم. گرچه ما خسته و کوفته‌ی مسیری هستیم که تا اینجا طی کرده‌ایم، اما باز به دنبال تامین اهدافمان میگردیم. این چرخه باطل به خودی خود بارها و بارها تکرارمی شود."

گاهی اوقات تشخیص آنکه شغل ما مطابق با انتظاراتمان نیست، به سادگی میسر است. اما گاهی هم، پیش‌بینیهای ما غلط از آب درمیایند و تصمیمی میگیریم که نتیجه‌ای جز پشیمانی به دنبال ندارد. فست کمپانی در مصاحبه با 4 کارآفرین در این خصوص مینویسد که آنها چرا تصمیم گرفتند کسب و کار خود را رها کرده و دوباره به استخدام دیگران در آیند. یکی از آنها در صحبتهای خود گفته بود که اوضاع آنطور که فرض میکرده نبوده و او دیگر تاب و تحمل مسئولیت سنگینی که بر دوشش هست را ندارد، امور اجرایی شرکت شب و روزش را گرفته و او دیگر نمیتواند آنچنان که باید برای خانواده‌اش وقت بگذارد.

تغییر شغل یا محیط کار هرچند میتواند پدیده‌ای تراژیک باشد، اما بخشی از فرآیند طبیعی زندگی هر فرد است. با این همه، ترس از بیکار شدن آن هم در این اوضاع و احوال اقتصادی و طی کردن مجدد مصاحبه های استخدامی از جمله عواملی هستند که سبب می شوند افراد با وجود نشانه‌های روشن مبنی بر نارضایتی از کار، به سراغ فرصت های شغلی جدید و بهتری نروند. خوب است که به شغلی که داریم قانع باشیم؛ اما بایدشش دانگ حواسمان جمع باشد که این قناعت سد راه پیشرفت در ما نشود.

تهیه شده در تحریریه بازارشناسان مگ (مرتضی امیرعباسی- سارا تاج الدین)

 

درباره وبلاگ
من نوشتن را دوست دارم هر روز می نویسم .با بنیان گذاری TMBA و زیر مجموعه های آن شامل : آموزشگاه بازارسازان،شرکت نوربیز، کانون تبلیغاتی ضمیر بازار، مجله بازار یاب بازارساز، مجله توسعه مهندسی بازار، انتشارت بازاریابی، فروشگاه کتاب، دپارتمان مشاوره، دپارتمان تحقیقات بازاریابی و... سعی کرده ام با همراهی همکارن صمیمی در نهایت توان در خدمتگزاری به جامعه کار و کسب ایران بکوشم.